روی سخن با کسانیست که در اظهار دلسوزی به نظام و انقلاب، پا را از مرزهای ایدئولوگ و رهبری انقلاب نیز فراتر گذاشته‌اند. آنچه از صدور بیانیه‌های ایشان، به ذهن خطور می‌کند، نه درد انقلاب که ترس از "انتصاب مخالفین سیاسی"شان است که "در مقام خدمت به مردم"، به گواهی موافق و مخالف،"به خوبی امتحان پس داده‌اند".

 بیش از ۴ دهه از عمر نظام جمهوری اسلامی می‌گذرد. فراز و نشیب‌های طی شده در طول عمر این نظام و پایندگی امروز، حاصل بنا نهادن حاکمیت بر اصولی درست و نیز ایثار مردم و مسئولان و حرکت در مسیر پایدار است. اصل اساسی پایداری جمهوری اسلامی، چنان که از موکدات معمار کبیر انقلاب بوده، آنست که “مردم ولی‌نعمتان انقلاب‌اند”. پس هرکس و هرآنچه که “خدمت به مردم” را در این نظام پررنگ‌تر و ملموس‌تر سازد، قدمی در جهت تثبیت انقلاب خواهد بود.
قطعا ارزیابی مسئولین از نظر میزان همراهی با نظام در افزایش و بهبود خدمت به مردم، ضرورتی مهم است. این ارزیابی باید با “سنجه و شاخص‌هایی از صفات ایجایی و سلبی روشن”، به منظور تحلیل صلاحیت و عملکرد مسئولان همراه باشد.
در تبیین صفات صلبی باید پاسخ دهیم “چه کسانی اهلیت خدمت به مردم را ندارند؟” و به تعبیر آنچه در بیانیه‌های امت حزب الله می‌آید “نامحرمان انقلاب” هستند؟ شاید پاسخ رسمی کوتاه و موجز بدین سوال با شاخص‌هایی که آن عزیزان دارند و ترجیع‌بند بیانات‌شان است (همچون فتنه، زاویه با حاکمیت، همراهی با جریانات معارض نظام و …) از مجرای “بررسی و تایید نهادهای امنیتی نظام” می‌گذرد. به دیگر سخن اگر حساسیت‌هایی، شرط اساسی در تعیین صلاحیت و اهلیت کارگزان نظام است، که باید به‌شکل قانونی در فرآیند بررسی صلاحیت مبنا قرار گیرد.
اما از دیدگاه نگارنده آنچه می‌توان به اعتنای فهم و درک عمومی، در پاسخ به سوال “چه کسانی اهلیت خدمت به مردم را ندارند؟” پرداخت، به اختصار چنین خواهد بود: کسانی که در سوابق‌شان “ضدیت” با نظام و مبانی نظری جمهوری اسلامی، رفاه‌زدگی و ناآشنایی با درد محرومان، تحجر و کوته‌نظری، نداشتن تخصص و سابقه مرتبط با جایگاه خدمت، نداشتن راندمان و مفید نبودن و … دیده می‌شود. در توضیح مورد اول ذکر خاطره‌ای از معمار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) راهگشاست؛ نقل است از مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی که گفتند روزی خدمت حضرت امام بودیم، ایشان از فردی نام بردند و توصیه فرمودند که از وجود وی استفاده شود. عرض کردیم ایشان حضرتعالی را قبول ندارند. امام با تعجب فرمودند مگر من از اصول دینم که اگر کسی مرا قبول نداشت شما از وجود وی برای کشور استفاده نکنید؟!
آنچه در خاطره فوق رخ می‌نماید آنست که در نگاه امام خمینی(ره) حتی “مخالفت” با شخص و جایگاه ایشان، مانع از دادن فرصت خدمت حتی در درون حاکمیت نظام جمهوری اسلامی نیست.
حال روی سخن با کسانیست که در اظهار دلسوزی به نظام و انقلاب، پا را از مرزهای ایدئولوگ و رهبری انقلاب نیز فراتر گذاشته‌اند. آنچه از صدور بیانیه‌های ایشان، به ذهن خطور می‌کند، نه درد انقلاب که ترس از “انتصاب مخالفین سیاسی”شان است که “در مقام خدمت به مردم”، به گواهی موافق و مخالف،”به خوبی امتحان پس داده‌اند”. در توجیه نبود درد انقلاب در این جماعت بس که تصمیمی که از مجرای بررسی و تایید تمام مراجع امنیتی و قضائی گذشته را برنمی‌تابند و “خودسرانه” خواهان حذف و سکوت مخالفانشان هستند. این یعنی کلا بر خلاف نظر امام خمینی(ره) که می‌فرمودند: نظام اسلامی، نظام حاکمیت قانون است که در آن، همه چیز و همه کس تابع قانون‌اند؛ نه این که حکومت تابع رأی و “آرای شخصی و خودسری” باشد.
اینها روزی انگ و اخطار و روزی دیگر انذار و تهدید را چاشنی کلام خود می‌کنند که مبادا فرصت خدمت در اختیار کسانی قرار گیرد که می‌توانند “مانع از تحرکات مخالف آزادی بیان و قانون‌گریز هم‌قطارانشان” شود. وگرنه خواست مردم به عنوان ولی نعتمان انقلاب به روشنی آنست که فرصت خدمت در اختیار کسانی قرار گیرد که با انگیزه بیشتر و نیت خالص در این جایگاه قرار بگیرند و واضع و عیان آنست که دست این جماعت در ایراد به انگیزه و توان و نیت مخالفان سیاسی‌شان چه‌قدر خالیست.
امیدواریم که اقدامات فراقانونی با رنگ و لعاب دین و انقلاب، روزی رخت بربندد تا همه شاهد عمل به قانون و حرکت در جهت تثبیت جمهوریت و اسلامیت نظام باشیم.

  • نویسنده : سرمقاله
  • منبع خبر : اختصاصی رُوار