بهنام ناصری، نویسنده و روزنامه‌نگار، در یادداشتی که برای پرونده ویژه روار، «به سوی نجات زرجوب و گوهررود» نوشته، به اهمیت این دو رودخانه برای شهروندان رشتی و ضرورت حل معضل آلودگی آنها پرداخته است.

چه در رشت به دنیا آمده باشی و چه تنها مدتی از عمرت را در این شهر گذرانده و به اصطلاح تجربه زیست شده در درون مرزهای این شهر داشته باشی، بخشی از تجسم ذهنی‌ات از این شهر را رودخانه‌های آن تشکیل می‌دهند.

گیلان به سبب موقعیت اقلیمی و جغرافیایی‌اش، پیوندی ناگسستنی با ریزش‌های جوی و جریان خروشان رودها و دریایش دارد. این پیوند نه تنها در سطح ناخودآگاه گیلانی‌ها که به صورتی خودآگاه در فرهنگ و آداب و رسوم‌شان آشکارا قابل ملاحظه است. چه بسیار است نمونه‌های هنری و ادبی که در آن‌ها رودها و دریای خزر، هنرمندان، نویسندگان و شاعران گیلانی را برای روایت‌شان از هستی الهام‌بخش بوده است. مثل سطر زیبای شاعر لاهیجانی که در عنوان یادداشت حاضر به عاریت گرفته شده یا شعر کوتاهی از شاعر همشهری‌اش از این قرار که «در کرانه‌های سفیدرود/ جایی برای گریستن نبود/ آنجا که ماهیان خواب دریا را بر قلاب‌ها تاب می‌خورند»*.

اهمیت رود و دریا در فرهنگ و بافت ذهنی و تخیل گیلانی‌ها تنها به نمونه‌های ادبی خلاصه نمی‌شود. گواهانِ این مدعا کم‌شمار نیستند. از نامگذاری محبوب‌ترین و پرسابقه‌ترین تیم‌های فوتبال رشت و انزلی، سپیدرود و ملوان گرفته تا نام پایگاه خبری حاضر: رُوار.

حالا از وامداری گیلانی‌ها در نامگذاری‌هایشان از رودها و دریای شمال که بگذریم، به نام دو رودخانه شهر رشت می‌رسیم. نام‌هایی که حکایت از مطلوبیتی دارد که نامگذاران روزگاری در کیفیت طبیعی این دو رودخانه می‌دیدند. تو گویی در این کنش استعاری، این زر و گوهر بودند که قرار بود بار دلالت بر ارزشمندی معنوی و مادی این رودخانه‌ها را به دوش بکشند. با این حال وضعیت گوهررود و زرجوب، نه حالا، که سال‌هاست نه تنها تناسبی با نام‌هایشان ندارد بلکه دقیقاً یک پارادوکس تمام‌عیار است.

به عنوان کسی که دو دهه و کمی بیشتر دست به کار رسانه‌های مکتوب است، به صراحت می‌توانم بگویم که در تمام این لااقل ۲۰ سال، ابراز نگرانی از وضعیت رودخانه‌های شهر رشت و ضرورت ساماندهی آ‌نها همواره نقل محافلِ ذی‌مدخلِ دولتی و غیردولتی بوده است. بلااستثنا تمام استانداران، فرمانداران و شهردارانی که طی این مدت در گیلان و رشت عهده‌دار مسئولیت شدند و نیز نامزدهای انتخابات مجلس و شوراها در رشت و البته بعدها نمایندگان شورا و مجلس، فصل مشترکی در اظهارنظرها و برنامه‌هایشان پیرامون حوزه جغرافیایی تحت مدیریت یا وکالت خود داشتند و آن ابراز دغدغه در قبال زرجوب و گوهررود بوده و هست. با این‌همه چرا با گذشت این‌همه سال، هنوزاهنوز وضعیت اسفبار رودخانه‌های رشت، در صدر مشکلات این شهر قرار دارد و خیلی‌ها حتی آن را مشکل اصلی و اساسی شهر رشت می‌دانند.

بر خلاف آنچه شاید افکار عمومی دلیل ناکامی مدیریت‌ها در تمام این سال برای رفع معضل رودخانه‌های رشت می‌پندارد، باید گفت که بزنگاه این مشکل بیش از آنکه ناکارآمدی مدیران دستگاه‌های متولی از جمله شهرداری، آب و فاضلاب و … بوده باشد، نبود مکانیزمی است که همه نهادهای متولی را برای رفع این مشکل در زمان و مکانی واحد حول محور رودخانه‌های رشت متمرکز کند و مشارکت جمعی آنها را به کار رفع ناهنجاری ناشی از آلودگی رودخانه‌های رشت ببندد. امروز دیگر کمتر کسی‌ست که نداند، دلایل و منابع آلودگی زرجوب و گوهررود تنوع و تکثری دارد که به حوزه‌های مدیریتی مختلفی مربوط می‌شود و رفع این مشکل مهم زیست محیطی که می‌تواند تهدید امروز را به فرصت فردا در زمینه‌های مختلف از جمله صنعت گردشگری و ایجاد درآمد برای شهر توریستی رشت تبدیل کند،  تنها در گرو تمهیدات یک سازمان و یک نهاد نیست. سال‌هاست که از فرط هجوم پس‌آب‌های صنعتی و بیمارستانی و شیرآبه‌های زباله‌ها و نیز فاضلاب خانگی، حال و ‌روزی برای رودخانه‌های رشت نمانده است. پُر پیداست که با گذری اجمالی به حوزه‌‍‌های مدیریتی ذی‌ربط به این چهار موضوع، درمی‌یابیم که به هیچ رو با یک سازمان، نهاد و دستگاه واحد روبه‌رو نیستیم و مشکل آلودگی رودخانه‌های شهر رشت را باید مشکلی فرابخشی قلمداد کرد که نیازمند عزمی استانی و شاید ملی است.

قدر مسلم مسأله رودخانه‌های شهر رشت هر چه در سطوح مدیریتی بالاتر و فرادست‌تری طرح و پی‌گیری شود، امکان اجماع دستگاه‌های مربوطه در سطوح میانی و تابعه برای رفع آن بیشتر خواهد بود. بنابراین انتظار می‌رود که مجموعه مدیریت دولتی استان تمام‌قد پشت این مسأله بایستد و نمایندگان مردم در مجلس نیز ملاحظات قانونی کار را پی‌گیری کنند. مشکل رودخانه‌های رشت و مشقاتی که مردم به تبع آلودگی این رودخانه‌ها تحمل می‌کنند، چیزی کم از سایرمحرومیت‌های آشکاری که آزارشان می‌دهد ندارد، بلکه از جهاتی حائز اهمیت‌های بیشتری هم هست. این نکته به نظر می‌رسد برای در اولویت قراردادن موضوع رودخانه‌ها در سطح عالی مدیریت استان در حکم شرط کافی باشد.


* عنوان یادداشت سطری از یک شعر مهرداد فلاح و سطرهای داخل گیومه در متن، شعری از دیگر شاعر گیلانی جعفر خادم است.     

  • نویسنده : بهنام ناصری
  • منبع خبر : رُوار